تبلیغات
زندگی نامه بزرگان اسلام(پیامبران) - حضرت زبیر رضی الله عنه
خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است
حضرت زبیر رضی الله عنه جنگیدن در رکاب رسول الله صلى الله علیه وسلم
جنگیدن در رکاب رسول الله صلى الله علیه وسلم
حضرت زبیر رضی الله عنه در تمام جنگ های پیامبر با کفار مشرکین، رسول الله صلى الله علیه وسلم را همراهی می کرد. از جمله:

 بدر ، احد ، خندق ، حدیبیه ، خیبر ، فتح مکه ، حنین ، و طائف. در جنگ احزاب نیز حضرت زبیر رضی الله عنه توانست افتخار و امتیاز دیگری را کسب نماید. در یکی از نبردها ، رسول اکرم صلى الله علیه وسلم فرمود: چه کسی حاضر است به نزد دشمن ما « بنی قریظه » برود و اطلاعاتی را برایمان جمع آوری کند؟ حضرت زبیر رضی الله عنه فوراً جواب داد: یا رسول الله صلى الله علیه وسلم ! من با جان و دل حاضرم. سپس ایشان رفته و از موقعیت و وضعیت نیروهای دشمن اطلاعاتی را برای رسول الله صلى الله علیه وسلم آورد. این عمل را تا سه بار انجام داد.سپس پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمود: فداک ابی و امی!: پدر و مادرم فدایت باد!
به راستی این امتیاز و افتخار بزرگی است برای شخصی که این جمله از جانب رسول الله صلى الله علیه وسلم خطاب به او گفته شود. رسول خدا صلى الله علیه وسلم این جمله را (فداک ابی و امی) در جنگ احد نیز به علت رشادت ها و فداکاری های زبیر رضی الله عنه فرموده بودند.

_ علاقه و محبت رسول الله صلى الله علیه وسلم به حضرت زبیر رضی الله عنه چنانکه قبلاً ذکر شد رسول الله صلى الله علیه وسلم علاقه و محبت بسیار زیادی نسبت به حضرت زبیر رضی الله عنه داشتند. بر اثر محبت بیش از حد، چندین بار به ایشان خطاب کردSad(فداک ابی و امی)) پدر و مادرم فدایت شوند! این ناشی از محبت وافر پیامبر صلى الله علیه وسلم نسبت به این شاگرد جوان و رشیدش می باشد.

_چه کسی حاضر است در مقابل آوردن جسد ((خبیب)) بهشت را بخرد؟
کفار قریش در توطئه ای وحشیانه بسیاری از اصحاب گرانقدر رسول الله صلى الله علیه وسلم را به قتل رساندند. یکی از همین عزیزان ، شاگرد زبدة مکتب محمدی، حضرت ((خبیب بن عدی)) بود. وقتی کفار قریش او را دستگیر کردند، تصمیم به اعدام و به دار آویختن ایشان گرفتند، تا با این کار در دل مکه ای هایی که قصد پیوستن به محمد صلى الله علیه وسلم را دارند، ایجاد رعب و وحشت کنند.
مشرکان، حضرت خبیب رضی الله عنه را به ((تنعیم)) بردند و او را به دار آویخته و چهل شبانه روز جسدش را آویخته به دار باقی گذاشتند. از آنجایی که مشرکان می دانستند مسلمانان تاب دیدن و شنیدن چنین واقعه ای را ندارند، خواستند تا این قضیه طولانی شود. برای حفاظت از جسد حضرت خبیب رضی الله عنه بر روی دار، اطرافش جمع کثیری از نگهبانان را گذاشته بودند تا کسی جرات نکند به آن نزدیک شود .هنگامی که رسول اکرم صلى الله علیه وسلم از این ماجرا اطلاع یافت بسیار ناراحت شد و فرمود :
ای اصحاب ! چه کسی حاضر است بهشت را برای خویش آماده کند و در مقابل جسد خبیب را به مدینه بیاورد؟!حضرت زیبر رضی الله عنه که همیشه در چنین کارهای پیشگام بود فرمود : یا رسول الله صلى الله علیه وسلم من و همرزمم مقداد ، برای این مأموریت حاضریم . پیامبر صلى الله علیه وسلم از اقدام زبیر رضی الله عنه مسرور گشت و آنها را بدرقه نمود این دو مبارز مخلص برای مأموریتی بسیار خطرناک به سوی مکه رکاب زدند درهمان بدو ورود مشاهده کردند که دورتادور جسد به دار آویخته خبیب را سربازانی از قریش احاطه کرده اند و با دقت اطرافشان را زیر نظر دارند بالاخره با زیرکی تمام، شبانه جسد حضرت خبیب رضی الله عنه را پایین آورده و بر اسب خویش سوار کردند و با سرعت از مکه دور شدند .صبح دم ، افراد دشمن به تعقیب زبیر و مقداد پرداختند و آنان را در خارج مکه متوقف کردند حضرت زبیر رضی الله عنه که جسد سالم و خوشبوی حضرت خبیب را حمل می کرد ، به محض اطلاع از رسیدن افراد دشمن ، جسد را زمین گذاشت و با لحنی هیبتناک همچون حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه فرمود : آهای قریشی ها ! چگونه جرأت کردید که ما را تعقیب کنید ، مگر نمی دانید من زبیر بن عوام و این مقداد بن اسود ، دو مبارز جان بر کف رسول خدا هستیم پس راه خود را گرفته و برگردید وگرنه شما را قلع و قمع می کنیم .
سخنان آتشین حضرت زبیر رضی الله عنه سربازان بی ایمان و عیاش کفار را متزلزل کرده و با سرافکندگی تمام از جنگیدن منصرف شدند در این لحظات بود که زمین به امر خداوند سبحان شکافته شد و جسم مبارک حضرت خبیب را بلعید [36]
وقتی حضرت زبیر رضی الله عنه و حضرت مقداد رضی الله عنه نزد رسول اکرم صلى الله علیه وسلم آمدند و گزارش واقعه را ارئه کردند ، پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمود: همین حالا جبرئیل تشریف آورده و فرمود : فرشتگان آسمان و زمین به این دو یار فداکار تو افتخار می کنند .[37] این هم برگ رزین دیگری از افتخارات حضرت زبیر رضی الله عنه به شمار می آید .

 

إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ ‏19 ال عمران
بیگمان دین ( حق و پسندیده ) در پیشگاه خدا اسلام ( یعنی خالصانه تسلیم فرمان الله شدن ) است.
وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِیناً فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ ‏85 ال عمران
‏ و كسی كه غیر از ( آئین و شریعت ) اسلام ، آئینی برگزیند ، از او پذیرفته نمی‌شود ، و او در آخرت از زمره زیانكاران خواهد بود . ‏




طبقه بندی: زندگی نامه بزرگان اسلام(پیامبران)، 
نگارش در تاریخ شنبه 12 شهریور 1390 توسط سامیار فروتن | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی


WeblogSkin