تبلیغات
زندگی نامه بزرگان اسلام(پیامبران) - عثمان ذی النورین رضی الله عنه
خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است


عثمان ذی النورین رضی الله عنه

حضرت عمر رضی الله عنه در آخرین لحظات خود، شش نفر از اصحاب را به عنوان اعضای شورا انتخاب كرد كه آنان از میان خود یكی را به جانشینی وی بر گزینند . این شش نفر عبارت بودند از:

عثمان بن عفان، علی ابن ابی طالب، طلحه بن عبیدالله، زبیربن عوام، سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمن بن عوف ( رضی الله عنهم ) «۱» ایشان از اینكه به طور معین یكی از اینها را به خلافت انتصاب كند، اجتناب كرد و گفت(نمی خواهم بار خلافت را هم در حال حیات و هم بعد از مرگ بدوش بكشم. اگر خداوند به شما اراده ی خیری داشته باشد، شما را به بهترین آنها متفق خواهد نمود، همان گونه كه بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم بر بهترینتان متفق گردانید).   «2 »

تقوی و خدا ترسی بی شایبه ی، وی را بر آن داشت تا سعید بن زید را- هر چند او نیز از جمله ده نفر بشارت یافته به بهشت (عشره مبشره) بود- از اعضای شورا قرار ندهد. زیرا او پسر عمویش بود و می ترسید كه مبادا به خاطر مراعات نسبتش با امیرالمومنین او را انتخاب كنند، بنابراین نام او را به میان نیاورد. به اهل شورا گفت كه پسرش عبدالله- كه از فقهای صحابه بود- در شورا- به عنوان ناظر- حضور یابد، ولی حق انتخاب نداشته باشد. و وصیت نمود كه صهیب رومی تا سه روزی كه كار شورای انتخاب خلیفه به پایان می رسد، امام جماعت مسلمین باشد و توصیه كرد مردم اهل شورا را در این امر یاری كنند، نیز فرمود: (گمان نمی كنم مردم كسی را بر عثمان و علی ترجیح دهند).

پس از پایان مراسم تشییع و تدفین سیدنا عمر رضی الله عنه حضرت مقداد بن اسود، اهل شورا را در خانه ای فرا خواند. بعد از مدتها بحث و تبادل نظر به این نتیجه رسیدند كه سه نفر از آنان به نفع سه نفر دیگر كنار روند؛ زبیر به نفع علی و سعد به نفع عبدالرحن بن عوف و طلحه به نفع عثمان كنار رفتند و حق خود را به آنها بخشیدند. سپس عبدالرحمن به عثمان و علی رو كرد و گفتكدامیك از شما نیز از حق خود دست بر می دارید تا حق انتخاب از میان دو نفر باقی مانده به او سپرده شود؟ و او نیز با در نظر گرفتن خدا و مصلحت دین، برترین را انتخاب كند)، عثمان و علی هر دو سكوت كردند. لذا خود عبدالرحمن از حق خود منصرف شد و گفت: ((خداوند را بر عملكرد خود ناظر دانسته و مصلحت اسلام را در نظر خواهم گرفت، و در انتخاب بهترین شما تمام تلاش خود را به كار خواهم برد))، عثمان و علی هر دو موافقت كردند. سپس عبدالرحمن با هر یك از آنها به طور جداگانه صحبت كرد و فضایل آنها را بر شمرد و از هر كدام از آنان عهد گرفت كه اگر به خلافت انتخاب شد، از او اطاعت كرده و بر این امر راضی باشد، كه هر دو پذیرفتند.

با این كه عبدالرحمن رضی الله عنه در همان لحظه ی اول می توانست یكی از آن دو نامزد را انتخاب كند، ولی بدون مراجعه به آرای عمومی و تحقیق و مشورت با مسلمانان از این كار خودداری نمود و تمام ساعات این سه شبانه روز را در نماز و استخاره و دعا و همه پرسی از فرماندهان سپاه، بزرگان صحابه از مهاجرین و انصار و اقشار مختلف مردم حتی زنان خانه دار و نوجوانان و كودكان مكتبی و مسافرانی كه از اطراف به شهر مدینه می آمدند، صرف نمود.

از آنان هم در خلوت و هم در محافل عمومی نظر خواهی كرد و از آراء مردم نسبت به این دو نامزد مطلع گشت.

روز چهارم وفات سیدنا عمر كه مدت انتخابات پایان می یافت، عبدالرحمن رضی الله عنه بار دیگر اهل شورا و عثمان و علی را در همان خانه فرا خواند و خطاب به آنها گفت: ((من در مورد شما از مردم نظر خواهی كرده ام، هیچ كسی منكر فضیلت شما نیست))؛ سپس مجدداً از آنان عهد گرفت كه در صورت انتخاب هر یك از آنان دیگری باید راضی باشد و از فرد منتخب باید اطاعت كند. آنگاه همراه آنان به سوی مسجد رهسپار شد. در این روز حضرت عبدالرحمن عمامه ای را بر سر گذاشته بود كه رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان عنایت كرده بود، نیز شمشیر به دوش انداخته بود. افراد خاصی را فرستاد تا شخصیت های مهم مهاجران و انصار را خبر كنند. برای نماز، اذان داده شد. جمعیت به حدی فشرده و چسبیده به هم نشسته بودند كه عثمان در قسمت آخر مسجد جایی پیدا كرد و نشست. عبدالرحمن بر منبر پیامبرصلی الله علیه وسلم بالا رفت و بعد از كمی توقف و خواندن چند كلمه دعا، كه بسیاری از مردم بر اثر ازدحام آن را نشنیدند، خطاب به عموم گفت: ((ای مردم، من در این مدت چه به طور خصوصی و چه به طور علنی، درباره ی این دو مرد از همه ی شما نظر خواهی كرده ام، دیدم شما هیچ احدی را برای این كار بهتر از علی و عثمان نمی دانید؛ اینك وقت آن است كه یكی از آنها انتخاب شود))؛ سپس رو به حضرت علی كرد و گفت: (( ای علی جلو تشریف بیاور! ))، علی جلو آمد و كنار منبر ایستاد، عبدالرحمن دست او را گرفت و به او گفت: (( آیا عهد می كنی كه مطابق كتاب خدا و سنت پیامبر و روش ابوبكر و عمر رفتار كنی؟)). علی در جواب گفت: ((خیر! ولی به اندازه توانایی خود در ادای امر خلافت تلاش خواهم كرد)). عبدالرحمن دست او را گذاشت و عثمان را نزد خود فراخواند، او نیز آمد، عبدالرحمن دست او را گرفت و گفت: ((با من عهد می كنی اگر به خلافت انتخاب شدی مطابق كتاب خدا و سنت پیامبرصلی الله علیه وسلم و به روش ابوبكر و عمر رفتار كنی؟)). عثمان گفت: ((آری)« ۳»عبدالرحمن پس از شنیدن این جواب در حالی كه دست عثمان را گرفته بود، سرش را به سوی آسمان بلند كرد و سه مرتبه گفت: ((خدا یا بشنو و گواه باش؛ خدا یا آنچه در این باره بر عهده ی من بود اكنون به عهده ی عثمان واگذار نمودم)). مردم با شنیدن این جمله ها برای بیعت با عثمان به سوی منبر هجوم آوردند. در این هنگام عبدالرحمن بالای منبر در جای پیامبرصلی الله علیه وسلم نشست و عثمان را پایین تر بر پله ی دوم نشاند و مردم با طیب خاطر با او بیعت می كردند، و سیدنا علی مرتضی طبق تعهد خود در ابتدا با ایشان بیعت كرد؛ بعضی گفته اند در آخر بیعت كردند.« 4 »
_______________________
1- این شش نفر از جمله ده نفری هستند كه رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها مژده بهشت داده بود.
2- مورخ و محقق معروف شیعه سید امیر علی می نویسد: عمر خیلی خوب می توانست كه حضرت علی یا پسر پرهیزگارش عبدالله معروف به ابن عمر را جانشین كند لیكن روی اصل پیروی از وجدان كه از خصایص او بود مساله انتخاب خلیفه ی بعد از خود را به نظر شش نفر از سرشناسان مدینه وا گذاشت. (تاریخ عرب و اسلام، ص: 50)
3- مردم شیوه خلافت ابوبكر و عمر را پسندیده و قلبلاً دوست داشتند و یقین نموده بودند روشی كه بتوان آن را خلافت بر شیوه ی پیامبر نامید همین است و در سایه ی آن از ظلم و جور و از هر خطری محفوظ خواهند ماند، لذا وقتی عثمان اطمینان داد كه بر كتاب خدا و سنت پیامبرصلی الله علیه وسلم عمل می كند و شیوه ی ابوبكر و عمر را ادامه می دهد، عبدالرحمن و تمام حاضرین جلسه با اطمینان قلب ابراز خوشحالی نمودند. از سوی دیگر حضرت علی- كه عالم به كتاب و سنت بود و حق اجتهاد داشت- كاملاً حق داشت كه چنین سخنی به زبان بیاورد، ولی این برای اطمینان دادن مردم كافی نبود، زیرا آنان شیفته ی برنامه ی خدا پسندانه ی دو خلیفه قبلی بودند، لذا عثمان را كه خود را متعهد به كتاب و سنت و شیوه ی آنان كرده بود، ترجیح دادند. ] به همین دلیل هنگامی كه حضرت حسن خلافت را به حضرت معاویه واگذار نمود یكی از شرایطش این بود كه به كتاب خدا و سنت رسول و سیره خلفای راشدین عمل كند. (ملا باقر مجلسی، جلاء العیون ج: 1، ص: 393، چاپ تهران 1398 ه، الفصول المهمه فی معرفه احوال الائمه ص: 163 منتهی الامال، عباس قمی، ص: 314. م [
4- ابن كثیر، البدایه و النهایه: 7/147-144،




طبقه بندی: زندگی نامه بزرگان اسلام(پیامبران)، 
نگارش در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط سامیار فروتن | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی


WeblogSkin