تبلیغات
زندگی نامه بزرگان اسلام(پیامبران) - نكته هاقوم لوط 4
خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است
نكته ها:

1 ـ چرا لحظه نزول عذاب «صبح» بود؟

دقت در آیات بالا این سؤال را در ذهن خواننده ترسیم مى كند كه، صبح در این میان چه نقشى داشت؟ چرا در دل شب عذاب نازل نشد؟

آیا به خاطر آن است كه: گروه مهاجم به خانه لوط، هنگامى كه نابینا شدند به سوى قوم برگشتند و جریان را بازگو كردند، و آنها كمى در فكر فرو رفتند كه جریان چیست؟ و خداوند این مهلت را تا صبح به آنها داد، شاید بیدار شوند و به سوى او باز گردند؟!.

یا این كه: خداوند نمى خواست در دل شب، بر آنها شبیخون زند، و به همین دلیل دستور داد تا فرا رسیدن صبح مأموران عذاب دست نگه دارند.

در تفاسیر، تقریباً چیزى در این زمینه ننوشته اند، ولى آنچه در بالا گفتیم احتمالاتى بود كه قابل مطالعه است.

* * *

2 ـ زیر و رو چرا؟

گفتیم: عذاب باید تناسبى با نحوه گناه داشته باشد، از آنجا كه این قوم در طریق انحراف جنسى، همه چیز را دگرگون ساختند، خداوند نیز شهرهاى آنها را زیر و رو كرد، و از آنجا كه ـ طبق روایات ـ بارانى از سخنان ركیك به طور مداوم بر هم مى ریختند، خداوند هم بارانى از سنگ بر سر آنان فرو ریخت.

* * *

3 ـ باران سنگ چرا؟

آیا بارش سنگریزه قبل از زیر و رو شدن شهرهاى آنها بود، یا همراه آن، یا بعد از آن؟ در میان مفسران گفتگو است، و آیات قرآن نیز صراحتى در این زمینه ندارد; زیرا این جمله با واو، عطف شده كه ترتیب از آن استفاده نمى شود.

ولى، بعضى از مفسران مانند نویسنده «المنار» معتقد است: این باران سنگ یا قبل از زیر و رو شدن بوده، یا در اثناء آن، و فلسفه آن، این بوده كه افراد پراكنده اى كه در گوشه و كنار قرار داشتند، و زیر آوارها مدفون نشدند، سالم در نروند، آنها نیز به كیفر اعمال زشتشان برسند!.

روایتى كه مى گوید: همسر لوط، صدا را كه شنید سر بر گردانید، و در همان حال سنگى به او اصابت كرد و او را كشت،(5) نشان مى دهد: این دو (زیر و رو شدن و باران سنگ) با هم صورت گرفته است.

اما، اگر از اینها صرف نظر كنیم، مانعى ندارد كه براى تشدید عذاب و محو آثار آنها، سنگریزه حتى پس از زیر و رو شدن بر آنها نازل شده باشد، به طورى كه سرزمینشان زیر آن پنهان گردد و آثارش محو شود.

* * *

 

4 ـ نشان دار چرا؟

گفتیم: جمله «مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ» این نكته را مى فهماند كه، این سنگ ها از نزد خدا نشاندار بودند، ولى، در این كه چگونه نشان دار بود، در میان مفسران گفتگو است:

بعضى گفته اند: در این سنگ ها علاماتى بود كه نشان مى داد سنگ معمولى نیست، بلكه مخصوصاً براى عذاب الهى نازل شده است، تا با ریزش سنگ هاى دیگر اشتباه نشود.

و به همین دلیل، بعضى دیگر گفته اند: سنگ ها شباهتى با سنگ هاى زمینى نداشت، بلكه مشاهده وضع آنها نشان مى داد، نوعى سنگ آسمانى است كه از خارج كره زمین به سوى زمین سرازیر شده است!.

بعضى نیز گفته اند: اینها علائمى در علم پروردگار داشته كه هر كدام از آنها، درست براى فرد معین و نقطه معین نشانه گیرى شده بود.

اشاره به این كه آن قدر مجازات هاى الهى روى حساب است كه حتى معلوم است كدام شخص با كدام سنگ باید در هم كوبیده شود، بى حساب و بى ضابطه نیست.

* * *

5 ـ تحریم همجنس گرائى

همجنس گرائى، چه در مردان باشد و چه در زنان، در اسلام از گناهان بسیار بزرگ است و هر دو داراى حدّ شرعى است.

حدّ همجنس گرائى در مردان، خواه فاعل باشد یا مفعول اعدام است، و براى این اعدام، طرق مختلفى در فقه بیان شده است.

البته اثبات این گناه باید از طرق معتبر و قاطعى كه در فقه اسلامى و روایات وارده از معصومین ذكر شده صورت گیرد، و حتى سه مرتبه اقرار هم به تنهائى كافى نیست، و باید حداقل چهار بار اقرار به این عمل كند.

و اما، حدّ همجنس گرائى در زنان پس از چهار بار اقرار، و یا ثبوت به وسیله چهار شاهد عادل (با شرائطى كه در فقه گفته شده) صد تازیانه است.

و بعضى از فقها گفته اند: اگر زن شوهردارى این عمل را انجام بدهد حدّ او اعدام است.

اجراى این حدود، شرائط دقیق و حساب شده اى دارد كه در كتب «فقه اسلامى» آمده است.

روایاتى كه، در مذمت همجنس گرائى از پیشوایان اسلام نقل شده آن قدر زیاد و تكان دهنده است، كه با مطالعه آن هر كس احساس مى كند: زشتى این گناه به اندازه اى است كه كمتر گناهى در پایه آن قرار دارد.

از جمله، در روایتى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم:

لَمّا عَمِلَ قَوْمُ لُوط ما عَمِلُوا بَكَتِ الأَرْضُ إِلى رَبِّها حَتّى بَلَغَتْ دُمُوعُها إِلَى السَّماءِ، وَ بَكَتِ السَّماءُ حَتّى بَلَغَتْ دُمُوعُها الْعَرْشَ.

فَأَوْحَى اللّهُ إِلَى السَّماءِ أَنْ أَحْصِبِیهِمْ، وَ أَوْحى إِلَى الأَرْضِ أَنِ اخْسِفِی بِهِمْ:

«هنگامى كه قوم لوط آن اعمال ننگین را انجام دادند زمین آن چنان ناله و گریه سر داد كه اشك هایش به آسمان رسید، و آسمان آن چنان گریه كرد كه اشك هایش به عرش رسید.

در این هنگام خداوند به آسمان وحى فرستاد كه آنها را سنگ باران كن! و به زمین وحى فرستاد كه آنها را فرو بر»!(6) (بدیهى است گریه و اشك جنبه تشبیه و كنایه دارد).

و در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:

مَنْ جامَعَ غُلاماً جاءَ یَوْمَ الْقِیامَةِ جُنُباً لایُنَقِّیهِ ماءُ الدُّنْیا وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ جَهَنَّمَ وَ سائَتْ مَصِیراً...

ثُمَّ قالَ إِنَّ الذَّكَرَ یَرْكَبُ الذَّكَرَ فَیَهْتَزُّ الْعَرْشُ لِذلِك:

«هر كس با نوجوانى آمیزش جنسى كند، روز قیامت ناپاك وارد محشر مى شود، آن چنان كه تمام آب هاى جهان او را پاك نخواهند كرد، و خداوند او را غضب مى كند و از رحمت خویش دور مى دارد، و دوزخ را براى او آماده ساخته است و چه بد جایگاهى است...

سپس فرمود: هر گاه جنس مذكر با مذكر آمیزش كند، عرش خداوند به لرزه در مى آید».(7)

در حدیث دیگرى، از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: «آنها كه تن به چنین كارى در مى دهند، بازماندگان سدوم (قوم لوط) هستند».

سپس اضافه فرمود: «من نمى گویم از فرزندان آنها هستند، ولى از طینت آنها هستند».

سؤال شد همان شهر «سدوم» كه زیر و رو شد؟

فرمود: «آرى! چهار شهر بودند: «سدوم»، «صریم»، «الدّما» و «عمیرا» (عمورا).(8)

در روایت دیگرى، از امیر مؤمنان على(علیه السلام)مى خوانیم: از پیامبر(صلى الله علیه وآله)شنیدم چنین مى گفت: لَعَنَ اللّهُ الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجالِ بِالنِّساءِ وَ الْمُتَشَبِّهاتِ مِنَ النِّساءِ بِالرِّجال:

«لعنت خدا بر آن مردانى باد كه خود را شبیه زنان مى سازند، (با مردان آمیزش جنسى مى كنند) و لعنت خدا بر زنانى باد كه خود را شبیه مردان مى كنند».(9)

* * *

 

6 ـ فلسفه تحریم همجنس گرائى

گر چه، در دنیاى غرب كه آلودگى هاى جنسى فوق العاده زیاد است، این گونه زشتى ها مورد تنفر نیست، و حتى شنیده مى شود در بعضى از كشورها همانند «انگلستان» طبق قانونى كه با كمال وقاحت از پارلمان گذشته این موضوع جواز قانونى پیدا كرده!!

ولى، شیوع این گونه زشتى ها هرگز از قبح آن نمى كاهد، و مفاسد اخلاقى و روانى و اجتماعى آن در جاى خود ثابت است.

گاهى، بعضى از پیروان مكتب مادى كه این گونه آلودگى ها را دارند، براى توجیه عملشان مى گویند: ما هیچ گونه منع طبّى براى آن سراغ نداریم!.

اما، آنها فراموش كرده اند كه، اصولاً، هر گونه انحراف جنسى، در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر مى گذارد، و تعادل او را بر هم مى زند.

توضیح این كه: انسان به صورت طبیعى و سالم، تمایل جنسى به جنس مخالف دارد، و این تمایل از ریشه دارترین غرائز انسان و ضامن بقاء نسل او است.

هر گونه كارى كه این تمایل را از مسیر طبیعیش منحرف سازد، یك نوع بیمارى و انحراف روانى در انسان ایجاد مى كند .

مردى كه تمایل به جنس موافق دارد، و یا مردى كه تن به چنین كارى مى دهد، هیچ كدام یك مرد كامل نیستند و در كتاب هاى امور جنسى «هموسكسوآلیسم» (همجنس گرائى) به عنوان یكى از مهم ترین انحراف ذكر شده است.

ادامه این كار، تمایلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجاً مى كشد، و در مورد كسى كه تن به این كار در مى دهد، احساسات زنانه تدریجاً در او پیدا مى شود، و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسى و به اصطلاح سرد مزاجى مى شوند، به طورى كه بعد از مدتى قادر به آمیزش طبیعى (آمیزش با جنس مخالف) نخواهند بود.

با توجه به این كه، احساسات جنسى مرد و زن، هم در ارگانیسم بدن آنها مؤثر است، و هم در روحیات و اخلاق ویژه آنان، روشن مى شود از دست دادن احساسات طبیعى تا چه حد ضربه بر جسم و روح انسان وارد مى سازد، و حتى ممكن است افرادى كه گرفتار چنین انحرافى هستند، چنان گرفتار ضعف جنسى شوند كه دیگر قدرت بر تولید فرزند پیدا نكنند.

این گونه اشخاص، از نظر روانى غالباً سالم نیستند و در خود یك نوع بیگانگى از خویشتن و بیگانگى از جامعه اى كه به آن تعلق دارند احساس مى كنند.

قدرت اراده را، كه شرط هر نوع پیروزى است تدریجاً از دست مى دهند، و یك نوع سرگردانى و بى تفاوتى در روح آنها لانه مى كند.

آنها، اگر به زودى تصمیم به اصلاح خویشتن نگیرند، و حتى در صورت لزوم از طبیب جسمى یا روانى كمك نخواهند، و این عمل به صورت عادتى براى آنها در آید، ترك آن مشكل خواهد شد، و در هر حال هیچ وقت براى ترك این عادت زشت دیر نیست، تصمیم مى خواهد و عمل!

سرگردانى روانى تدریجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الكلى و انحرافات اخلاقى دیگر خواهد كشانید، و این یك بدبختى بزرگ دیگر است.

جالب این كه در روایات اسلامى در عباراتى كوتاه و پر معنى، اشاره به این مفاسد شده است، از جمله در روایتى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: كسى از او سؤال كرد: لِمَ حَرَّمَ اللّهُ اللَّواطَ: «چرا خداوند لواط را حرام كرده است»؟

فرمود: مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَوْ كانَ إِتْیانُ الْغُلامِ حَلالاً لاَسْتَغْنَى الرِّجالُ عَنِ النِّساءِ وَ كانَ فِیهِ قَطْعُ النَّسْلِ وَ تَعْطِیلُ الْفُرُوجِ وَ كانَ فِی إِجازَةِ ذلِكَ فَسادٌ كَثِیرٌ:

«اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن ها بى نیاز (و نسبت به آنان بى میل) مى شدند، و این باعث قطع نسل انسان مى شد، و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعى جنس موافق و مخالف مى گشت، و این كار مفاسد زیاد اخلاقى و اجتماعى به بار مى آورد».(10)

ذكر این نكته نیز قابل توجه است كه، اسلام یكى از مجازات هائى را كه براى چنین افرادى قائل شده آن است كه، ازدواج خواهر و مادر و دختر شخص مفعول بر فاعل حرام است، یعنى اگر چنین كارى قبل از ازدواج صورت گرفته شد، این زنان براى او حرام ابدى مى شوند.

آخرین نكته اى كه در اینجا باید یادآور شویم این است كه: كشیده شدن افراد به این گونه انحراف جنسى، علل بسیار مختلفى دارد، و حتى گاهى طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود، و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس، و طرز معاشرت و خواب آنها با هم در خانه، ممكن است از عوامل این آلودگى گردد.

گاهى، ممكن است انحراف اخلاقى دیگر سر از این انحراف بیرون آورد.

قابل توجه این كه: در حالات قوم «لوط» مى خوانیم: عامل آلودگى آنها به این گناه این بود كه آنها مردمى بخیل بودند، و چون شهرهاى آنها بر سر راه كاروان هاى «شام» قرار داشت، و آنها نمى خواستند از میهمانان و عابرین پذیرائى كنند، در آغاز چنین به آنها وانمود مى كردند كه، قصد تجاوز جنسى به آنان دارند، تا میهمانان و عابرین را از خود فرار دهند، ولى، این عمل تدریجاً به صورت عادت براى آنها در آمد، و تمایلات انحراف جنسى تدریجاً در وجود آنها بیدار شد، و كارشان به جائى رسید كه از فرق تا قدم آلوده شدند.(11)

حتى، شوخى هاى بى موردى كه گاهى در میان پسران و یا دختران نسبت به همجنسان خود مى شود، گاهى انگیزه كشیده شدن به این انحرافات مى گردد، به هر حال، باید به دقت مراقب این گونه مسائل بود، و آلودگان را به سرعت نجات داد و از خدا در این راه توفیق طلبید.

* * *

7 ـ اخلاق قوم لوط

در روایات و تواریخ اسلامى، اعمال زشت و ننگین دیگرى به موازات انحراف جنسى از آنها نقل شده است از جمله در «سفینة البحار» مى خوانیم:

قِیْلَ كانَتْ مَجالِسُهُمْ تَشْتَمِلُ عَلى أَنْواعِ الْمَناكِیْرِ مِثْلَ الْشَّتْمِ وَ السُّخُفِ وَ الْصَفْحِ وَ الْقِمارِ وَ ضَرْبِ الْمِخْراقِ وَ خَذْفِ الأَحْجارِ عَلى مَنْ مَرَّ بِهَمْ وَ ضَرْبَ الْمَعازِفِ وَ الْمَزامِیْرَ وَ كَشْفِ الْعَوْراتِ:

«گفته مى شود: مجالس آنها مملوّ بود از انواع منكرات و اعمال زشت، فحش هاى ركیك و كلمات زننده با هم رد و بدل مى كردند، با كف دست بر پشت یكدیگر مى كوبیدند، قمار مى كردند، و بازى هاى بچه گانه داشتند، سنگ به عابران پرتاب مى كردند، و انواع آلات موسیقى را به كار مى بردند، و در حضور جمع بدن خود را برهنه و كشف عورت مى نمودند»!.(12)

روشن است، در چنان محیط آلوده اى، انحراف و زشتى هر روز ابعاد تازه اى به خود مى گیرد، و اصولاً قبح اعمال ننگین برچیده مى شود، و آن چنان در این مسیر پیش مى روند، كه هیچ كارى در نظر آنها زشت و منكر نیست!

و از آنها بدبخت تر، اقوام و ملت هائى هستند كه در عصر پیشرفت علوم و دانش ها، در همان راه گام برمى دارند، و حتى گاهى اعمالشان به قدرى ننگین و رسوا است كه اعمال قوم لوط را به فراموشى مى سپارد!



نگارش در تاریخ دوشنبه 24 مرداد 1390 توسط سامیار فروتن | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی


WeblogSkin